امام حسن(ع): چیزهای دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسی می شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختی و ناراحتی خواهد داشت. پس باید دنیا [و موجوداتش] را همچون میته و مرداری بشناسی که به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده کنی»       
کد خبر: ۳۳۰۵۳۳
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
دو دیدگاه متفاوت در اردوگاه اصلاح ‌طلبان

مسئله اصلاح طلبی این روزها از صادق خان تا آقا مصطفی

هر چه هست به نظر می رسد تحولات اخیر با همه تلخی های مرتبط با آن یک دستاورد اگر داشته باشد، این مهم است که پس از دو دهه اصلاح طلبان را به سمت و سوی شفاف سازی مواضع و تبیین چارچوب های تازه سوق داده است.

سرویس سیاسی خرداد- عبدالرضا کنی: اصلاح خواهی و اصلاحات حدود و ثغور بسته و مشخصی ندارد و می تواند شامل بر افراد مختلف با سلایق و برنامه ها و ایده های متفاوت شود اگر این پروژه را در معنای عام و کلان آن ببینیم یعنی اصلاحات را اینگونه تعریف کنیم:« حرکت در مسیر تغییر وضعیت موجود برای آینده مطلوب» با این تعریف عام هر کسی می تواند خود را اصلاح خواه خوانده و در مسیر اصلاحات بداند و نمی توان معترض بکارگیری این اسم و عنوان برای کسی شد.

به گزارش خرداد، حال اگر مراد از اصلاح طلبان،طیفی سیاسی و جناحی با وجه تسمیه آن در سپهر سیاسی دو دهه اخیر باشد، موضوع کمی متفاوت می شود، چرا که قرار گرفتن در این نمایه و شناسه جمعی در قالب یک جریان سیاسی مشخص، یک حدود و قواره معلوم و متعارف می خواهد

هر چند که در این اردوگاه نیز تفاسیر و تعابیر موسع و فراخ باعث شده که در این اردوگاه سیاسی افراد با عقایدی بعضا متفاوت و متناقض جای گرفته و خود را اصلاح طلب بخوانند و مشخص نباشد که بر اساس کدامین متر و معیار فردی در اردگاه اصلاحات نه فقط به لحاظ شکلی بلکه راهبردی و مفهومی قرار می گیرد.

پس از دولت دوم روحانی و فعل و انفعالات سیاسی پیامدی آن و حوادث دی ماه 96 و شعارهایی که در آن وقایع پررنگ جلوه گر شد و با نزدیک شدن به انتخابات مجلس و به خصوص پس از حوادث آبان ماه که به مثابه یک تلنگر و تکانه سیاسی بود به نوعی لزوم تعریف راهبرد و استراتژی و راهکارهای حصول آن عطف به تحولات رخ داده و گفتمان ها و مطالبات موجود در یطن جامعه بیش تر احساس می شود و این مهم جز با تعریف چارچوب های حداقلی و تعیین حدود دایره شمول اصلاح طلبی ممکن و میسر نیست.

این روزها البته بعضی از اظهارنظرها و واکنش ها خود به خود مرزبندی ها را متفاوت تر و ملموس تر به رخ می کشد و فضای اصلاح طلبی و خوانش های مرتبط با آن را شفاف تر می کند.

یکطرف ماجرا کسانی قرار دارند که اصلاح طلبی را منحصر و محدود به حضور در ساخت قدرت و اهتمام در مسیر آن می پندارند و برای حرکت در این مسیر از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نمی کنند و گاه تنه به تنه محافظه کاران دو آتشه می زنند و این وجه از اصلاح طلبی را که همواره در دایره نظام مستقر گنجیده، آنچنان پررنگ و جامع تفسیر می کنند که سطوح دیگر و مولفه های بدیهی اصلاح خواهی را به حاشیه میراند.

آنان در این نظرگاه آنچنان دچار افراط و تکسو نگری شده اند که مطالبات و خاستگاه بدنه اجتماعی را در اولویت اصلی نمی بینند و خیال می کنند تنها یدک کشیدن یک عنوان و یا محبوبیت فردی تک چهره ها می تواند پاسخگو بوده و نیازی به تغییر گفتمانی و پاسخ دهی به مطالبات عمومی بر اساس تغییرات جامعه نیست.

چهره ای همانند صادق خرازی می تواند به خوبی چنین جریان و نحله ای در اردوگاه اصلاحات را نمایندگی کند. دیپلمات سابق و حامی تاسیس حزب ندا با همین استراتژی نزدیکی به اضلاع حاکمیت و پر کردن گسل های انشقاقی این حزب را پایه گذاشت.

در طول این سال ها خرازی گاه و بیگاه با اظهار نظرهای عجیب و غریب خود، شگفتانه های جالبی داشته و البته توانست توفیق حداقلی هم با حضور کاندیداهای این طیف در لیست های انتخاباتی برای حزب متبوع داشته باشد اما آنان هنوز با همان استراتژی نزدیکی به نظام و آشتی اصلاحات و ارکان حاکمیت پیش می روند و تمامی تحولات اخیر و تغییر جنس مطالبات و خواسته ها نتوانسته جلوه ای در این جریان داشته باشد، چرا که آنان از اساس دغدغه اصلاحات عمومی و ساختاری و محتوایی نداشته اند و تنها در قالب شکلی و حضور در ساخت قدرت موجودیت یافته و گفتمان محور نبوده اند.

نمونه اش در شرایط فعلی البته آن می شود که صادق خرازی حتی پیش رو تر از چهره های کلیدی و تندرو اصولگرا در صدا و سیما به بیانیه 77 امضایی اصلاح طلبان تاخته و کم مانده بود که در سخنان خود خواستار اعدام انقلابی آنان تنها به بهانه چند توصیه ناصحانه کند (به گمانم او بیانیه را اساسا نخوانده است و تنها برای خودنمایی در شبکه تلویزیونی اینگونه سخن گفت) البته از صادق خان خرازی که حضور در اردوگاه اصلاحات را برآمده از ارتباطات با لایه های قدرت سیاسی دارد و عقبه فکری و عملیاتی از او در بزنگاه های سیاسی سراغ نداریم چیزی جز این هم انتظار نمی توان داشت.

اما طیف دوم را می توان با یک چهره شاخص این روزهای اردوگاه اصلاحات شناخت. مصطفی تاج زاده معاون سابق وزیر کشور در دولت اصلاحات که در همان هنگام مسئولیت نیز خود را متعهد به مطالبات افکار عمومی می دانست، فارغ از نظرگاه سیاسی و کم و کیف آن، هیچ گاه منفعلانه به کنش سیاسی نپرداخته و سعی می کند با توجه نبض تحولات به موضع گیری پرداخته و پاسخگوی نظرگاه بدنه اجتماعی باشد. او وجه سیاسی این روزهای خود را وامدار به انتساب به چهره ها نیست و اعتبار خود را در صحنه سیاسی از مسئولیت های پیشین نگرفته است.

آقا مصطفی مثل صادق خان تریبونی در رسانه های رسمی ندارد و حتی دعوت او به دانشگاه هم از سوی بسیج دانشگاهی با پاسخ منفی و بایکوت نهادهای رسمی روبرو می شود.

او در قالب جایگاه تعینی و پندارهای قدیمی و تعاریف ساختاری اصلاح طلبان در قدرت به موضوع اصلاح طلبی در شرایط فعلی نگاه نمی کند و به عنوان مثال حضور در انتخابات را به عنوان یک وظیفه بی کم و کاست و غیر قابل بحث نگاه نمی کند و در این رابطه ملاحظات، پرسش گری ها و مطالبه گری های محسوسی را مطرح می سازد.

هر چه هست به نظر می رسد تحولات اخیر با همه تلخی های مرتبط با آن یک دستاورد اگر داشته باشد، این مهم است که پس از دو دهه اصلاح طلبان را به سمت و سوی شفاف سازی مواضع و تبیین چارچوب های تازه سوق داده است.


غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۷ - ۱۳۹۸/۰۹/۲۶
0
0
شلغممممممممم
پربیننده ترین
چند رسانه ای
پر بحث ترین
خواندنی