امام حسن(ع): چیزهای دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسی می شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختی و ناراحتی خواهد داشت. پس باید دنیا [و موجوداتش] را همچون میته و مرداری بشناسی که به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده کنی»       
کد خبر: ۳۳۲۸۸۲
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
به جای انکار آنی واقعیت میدانی را ببینیم

درس های حادثه تلخ و ناگوار انهدام هواپیمای اوکراینی

آن فرد خاطی و آن مجموعه عمل کننده نه معصوم هستند نه بری از اشتباه و خطا و ما باید بپذیریم که اذعان به اشتباه و خطا نه فقط آسیب زا و خطرناک نیست که اتفاقا عین صلاح و درستی است و به جای آنکه یک سیستم را در معرض نقد قرار دهد به آن اعتبار می بخشد، چرا که پذیرش درصدی از خطای انسانی در هر مجموعه و ساختاری عین واقعیت و نشان از مدیریت واقع گرایی است که به دنبال به حداقل رسانی این حفره های ناکارآمدی و اشتباهات سیستمی است.
سرویس سیاسی خرداد- رضا رئیسی: خبر آنچنان ناگوار و تلخ است که انعکاس صرف آن نیز از زمره مصایب و سختی های الزام آور کار خبری و رسانه ای است چه رسد به آنکه به خواهی قلم برداری و حرفی بزنی و پیرامون آن سخن بگویی اما نمی شود، نگفت و ننوشت، نباید نگفت و ننوشت، مسئولیت پذیری و پذیرش خطای انسانی همواره جایی بوده که ما در آن لنگ می زده ایم و نتوانسته ایم آنگونه که باید و شاید عمل کنیم و همین روند شاید از مهم ترین دلایل تکرار چنین خطاهای عمیق و سنگینی است.

به گزارش خرداد، سقوط هواپیمای اوکراینی در بحبوحه افزایش تنش و مخاصمه نظامی میان آمریکا و ایران خبر بهت آوری بود که به ناگهان اذهان مردم ایران و سراسر جهان را تحت الشعاع خود گرفت. سقوط هواپیما هر از گاهی در گوشه و کنار جهان رخ داده و جان انسان های زیادی را قربانی می کند به خصوص که تحریم های چند دهه ای علیه صنعت هوایی ایران و ناوگان فرسوده حمل و نقل هوایی ما احتمال وقوع رخدادهای اینچنینی در کشور ما را زیاد تر هم کرده و نگرانی ها پیرامون آن جدی و همیشگی است اما دو اتفاق این سقوط را کمی متمایز می کرد اول آنکه هواپیمای سقوط کرده متعلق به ناوگان هوایی ایران نبود و از هواپیماهای مدرن روز است و دیگری آنکه در هنگامه ای این اتفاق افتاده که تنش نظامی ایران و آمریکا در لحظات اوج و نقطه عطف خود قرار داشت و آسمان کشور در حساس ترین شرایط ممکن قرار داشت.

چند ساعت پس از اعلام خبر سقوط، گمانه زنی ها پیرامون وقوع یک حادثه بیرونی در وقوع این رخداد آغاز شد و به یکباره موج فراگیری در این زمینه براه افتاد و البته طرف های ایرانی که در ساعات اولیه منکر هر اتفاق خارجی در بروز این حادثه شده و آتش سوزی را عامل این اتفاق تلخ و ناگوار اعلام کرده بودند، با گارد منفی و تند به استقبال این اخبار رفتند.

البته با گذشت 24 ساعت از این حادثه و انکار سفت و سخت اولیه، مسئولان ایرانی تغییر موضع داده و با دعوت از کارشناسان خارجی و نماینده دولت های دخیل در این ماجرا از دولت هایی که شهروندان شان در این حادثه جان باخته اند تا سازندگان هواپیما و حتی فرانسوی هایی که موتور این بوئینگ را می سازند تصمیم منطقی اتخاذ کرده و روند درستی را در پیش گرفتند بالاخره صبح گاه امروز با بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح و رئیس جمهوری کشورمان به طور رسمی تایید شد که پدافند هوایی سپاه پاسداران هواپیمای اوکراینی را با خطای انسانی و اشتباه هدف عملیاتی، مورد اصابت قرار داده و سرنگونی هواپیما رقم خورده است.

در این میان لحاظ چند نکته لازم و ضروری است.

اول- وقوع خطای انسانی آنهم در شرایط حاد و خاصی که در آن ساعات بر کشور و نیروهای نظامی حکمفرما بود، با همه تلخی و ناگواری و عظمت حادثه اتفاق غیر ممکنی نیست و می تواند رخ دهد اما سئوال اینجاست که چرا مسئولان ما در رده های مختلف به محض وقوع چنین رخدادهایی از در انکار و نفی وارد شده و حاضر به پذیرش وقوع خطا و اشتباه نیستند؟

شاید استنباط اولیه و البته قدیمی و مسبوق به سابقه آنست که با پذیرش خطا در نهادهای حاکمیتی کلیت مجموعه زیر سئوال رفته و آماج حملات قرار می گیرد، حال آنکه وقوع اشتباه در هر سیستم و مجموعه ای امری محتمل و غیر قابل کتمان است و اتفاقا این نفی و انکار نه تنها کمکی نمی کند که موجبات بدبینی را فراهم می کند، اعتماد زایی را در افکار عمومی رقم می زند و اتفاقا بر خلاف پندار اولیه ایده انکار زمینه سوء استفاده و تخریب و موج سورای مغرضان را فراهم می کند تا آنکه مانع چنین وضعیتی شود.

آن فرد خاطی و آن مجموعه عمل کننده نه معصوم هستند نه بری از اشتباه و خطا و ما باید بپذیریم که اذعان به اشتباه و خطا نه فقط آسیب زا و خطرناک نیست که اتفاقا عین صلاح و درستی است و به جای آنکه یک سیستم را در معرض نقد قرار دهد به آن اعتبار می بخشد، چرا که پذیرش درصدی از خطای انسانی در هر مجموعه و ساختاری عین واقعیت و نشان از مدیریت واقع گرایی است که به دنبال به حداقل رسانی این حفره های ناکارآمدی و اشتباهات سیستمی است.

دوم آنکه ما باید بپذیریم که در مدیریت حوادث و بحران ها کارنامه خوبی نداریم و در بسیاری از موارد ضعیف عمل می کنیم. همین وقایع چند روز گذشته را که مرور کنیم، نشانه های ملموس هویداست. از ماجرای تشییع پیکر سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی که شوری وصف ناپذیر در جامعه ما رقم زده و همگان را پای میدان دفاع از تمامیت ارضی و کیان کشور در مقابل دشمن خارجی آورد اما مسئولان محترم به رغم قابل پیش بینی بودن حضور چشمگیر و بی سابقه مردم در مراسم وداع با پیکر سردار سلیمانی نتوانستند در کرمان تمهیدات مناسب و حداقلی را فراهم و آن فاجعه رقم خورد و جان 70 انسان را گرفت تا همین پدافند غیر ضروری که نشان می دهد نیروی عمل کننده از تبحر و تخصص لازم بهره مند نبوده و به لحاظ آمادگی روانی و تسلط لازم برای حضور در چنین جایگاهی دچار ضعف بوده و یک اشتباه لحظه ای و تصمیم گیری آنی چنین فاجعه ای رقم زده و جان 179 انسان بیگناه قربانی شده است.

ما البته در ساختارهای مدیریتی و بکارگیری نیروهای انسانی کارآمد دچار ضعف و خلل بنیادین هستیم و نکته آنست که در این بزنگاه ها و بحران هاست که ضعف ها نمودار شده و توی ذوق می زند، شوربختانه باید گفت بخش عمده ای از وضعیت ناخوشایند کشور در عرصه ها و سپهرهای مختلف برآمده از همین ساختارهای فشل و ناکارآمد مدیریتی است که هزینه های گزافی را به ما تحمیل می کند نه آنکه همه چیز را به گردن دشمن بیرونی و یا تحریم های سخت و بی سابقه آن بگذاریم.

سوم آنکه در ماجرای سقوط هواپیمای مسافربری اوکراین یک اتفاق تلخ و ناگوار دیگر نیز در حاشیه رخ داد که البته این هم مسبوق به سابقه بوده و نیازمند تغییر دیدگاه اساسی است. رسانه های داخلی و خبرنگاران از رسانه های مختلف به جای آنکه به وظیفه ساختاری خود عمل کرده و به کند و کاو پیرامون چرایی و علل این حادثه بپردازند، جملگی یک خط رسمی رسانه ای مبنی بر انکار این موضوع را در دستور کار قرار دادند. این اتفاق بیش از هر چیز منجر به اعتماد سوزی از رسانه های داخلی در عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی شده و مخاطبان را به سمت رسانه های مغرض بیگانه سوق می دهد.

وظیفه رسانه شفاف سازی و واقعیت نگاری و کشف زوایای پیدا و پنهان هر حادثه ای است و هر چیزی که این مسیر را مخدوش کند، عدول از وظایف ساختاری و بدیهی و حرکت در مسیر مخاطب سوزی و مخاطب گریزی است.

رسانه های معاند البته که کار خود را می کنند و غرض خود را دارند، آنها نیز پیش از آنکه نتیجه هر تحقیقی مشخص و واقعیت هویدا شود، عامل پروپاگاندای طرف مقابل بودند و به رغم مشخص شدن واقعیت این رویداد و اشتباه رخ داده، آن فضا سازی چند روزه آنان نیز توجیه پذیر نبوده و حرکتی حرفه ای در عرصه رسانه ای نیست اما وقتی فضا دو قطبی شده و رسانه های داخلی ما هم رویکرد حرفه ای نداشته اند، اکنون جز آنست که آب به آسیب آنان ریخته شد و در موارد محتمل بعدی مخاطب پذیرندگی بیش تر به پروپاگاندای آنان نشان خواهد داد؟!

هر چه هست این حادثه تلخ و ناگوار با همه بار سنگین خود به مثابه تلنگری برای همه ماست که بپذیریم در مسیر مقابله با بحران ها ضعف و کاستی داریم، در مواجهه با شرایط اضطراری می بایست بر توانمندی خود افزوده و ضریب خطای انسانی را حتی الممکن پایین بیاوریم، به جای انکار و گریز از واقعیتی با عنوان امکان خطای انسانی، واقعیت پذیر باشیم و بپذیریم که اشتباه یک یا چند نفر یا حتی کلیت یک سیستم به معنای زیر سئوال بردن کلیت مجموعه نیست، بپذیریم که در رویکرد رسانه ای و اطلاع رسانی از ضعف بنیادین و رویکردهای اشتباه و غلط و نخ نما شده رنج می بریم و نیازمند تغییر دیدگاه و نیز اصلاح ساختارهای رسانه ای هستیم.   



 
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
dayani
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۸ - ۱۳۹۸/۱۰/۲۲
0
0
در این ماجرا یک نکته مهم آشکار شد، تفاوت تحلیگران داخلی با تحلیگران خارجی . اگر تحلیگران ایران از انچه که در این چند روز نوشتند و به آن افتخار کردند، شرمنده نشده باشند، دیگر تحلیگرنیستند، شما میتوانید هر نامی برایشان انتخاب کنید.
پربیننده ترین
چند رسانه ای
پر بحث ترین
خواندنی