امام حسن(ع): چیزهای دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسی می شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختی و ناراحتی خواهد داشت. پس باید دنیا [و موجوداتش] را همچون میته و مرداری بشناسی که به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده کنی»       
کد خبر: ۳۳۸۰۸۴
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۸

خاتمی نگفته رهبر اصلاحات است/جهانگیری و روحانی از هاشمی بزرگتر نیستند

خرداد: عبدالله ناصری فعال سیاسی اصلاح طلب و مشاور محمد خاتمی در گفت و گو با خبرآنلاین به آخرین وضعیت اردوگاه اصلاح طلبان و چشم انداز پیش روی آنان پرداخته است.

به گزارش خرداد، در ادامه اهم اظهارات وی را می خوانید.


*****

*در یکی دو سال اخیر –بعد از دی ماه ۹۶- دو قطبی جدیدی با عنوان دوقطبی حاکمیت- جامعه مدنی شکل گرفته است که بهترین زمان برای بازسازی مدنی جریان اصلاحات و تغییر رفتار سیاسی است. شعاری که دی ماه ۹۶ داده شد یعنی "اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا" شعار همه جامعه مدنی نبود اما بازتاب دهنده یک واقعیت بود. آن واقعیت همین دوقطبی جدید است.



*کنشگران سیاسی، احزاب و اکثریت مردم - دست کم آن ۶۰ درصدی که در انتخابات مجلس شرکت نکردند، جریانات و کنشگران سیاسی را بر اساس این دوگانه و دوقطبی جدید ارزیابی می کنند. نمی شود اصلاح طلب بود اما نسبت به حوادث آبان ماه یا سقوط هواپیمای اوکراینی موضع انفعالی یا جناحی داشت و یا مثلا نگرش و نحوه ی اجرا و نظارت انتخابات مجلس را پذیرفت.

البته من معتقدم برای بدنه سیاسی هزینه به مراتب بالاتر از حوادث ایام بعد از انتخابات ۸۸ خواهد بود. اما کنشگران اصلاح طلب باید تکلیف خودشان را روشن کنند.

*اگر اصلاح طلبی برای انتخابات ۱۴۰۰ خیز برداشته و نگران ردصلاحیت است، بله، مجبور است مماشات و خودسانسوری کند. من به صراحت می گویم نه آقای جهانگیری، نه آقای عارف و نه آقای روحانی هیچ کدام از آقای هاشمی رفسنجانی بزرگتر نیستند.آقای هاشمی بعد از ۸۸ تغییر رفتار معمولی داد.

*این نکته را هم عرض کنم که با توجه به مشی همراهی اعتدالی با مردم که از آقای خاتمی سراغ داریم من به عنوان یک اصلاح طلب نقشی بیش از این از او توقع ندارم این که آقای خاتمی برای انتخابات دوم اسفند پای لیستی را امضا نکرد بسیار مهم بود. من و امثال من باید از این کار آقای خاتمی جهت گیری او را درک کنیم.



*بعضی از دوستان اصلاح طلب چون به نظرم خوف این را دارند که صریح و شفاف وارد جامعه مدنی شوند و موضع گیری کنند خودشان را پشت سر آقای خاتمی مخفی می کنند. آقای خاتمی به عنوان یک رهبر جبهه اصلاحات، رئیس مجمع روحانیون مبارز، هشت سال رئیس جمهور کشور و سالها وزیر موضع خود را بارها نسبت به نظام سیاسی اعلام کرده است. به نظر من دوستان اصلاح طلب باید جرات کنند که موقعیت خودشان را در درون این جامعه بیان کنند. حالا این موقعیت شفاف یا مثل موضع گیری آقای تاجزاده است که به صراحت می گوید من این انتخابات را به رسمیت نمی شناسم و رای نمی دهم یا از جنس موضع گیری شفاف آقای بهزاد نبوی است که می گوید تحت هر شرایطی باید در انتخابات شرکت کرد. این نکته مهم است که آقای نبوی شفاف و صریح موضع خود را بیان می کند اما بعضی از رجال به اصلاح طلب خودشان را پشت آقای خاتمی یا ... مخفی می کنند.



*بازسازی مدنی باید درون جبهه اصلاحات بیفتد و الان بهترین موقعیت است، مخصوصا در چهار پنج ماه اخیر این دوگانه و دوقطبی بسیار بسیار قدرتمند شده است. تازه ترین مثال خبر دو سه روز پیش است. اگر دولت کفایت داشته باشد و عناصر قوی در کابینه باشد و مجلس هم نمایندگان با کفایت کاردان داشته باشد که به فیلتر نظارت استصوابی نخورده باشند لزومی ندارد که برای بودجه ۹۹ حکم حکومتی بگیرند. ساختار مدیریتی و نظام اجتماعی به گونه ای است که مردم آن را به صورت یک مجموعه و یک پکیج می بینند. لذا مواضع کنشگران نظام سیاسی چه اصلاح طلب و چه اصولگرا باید شفاف باشد؛ اصلاح طلب باید از نوع تاجزاده باشد و اصولگرا هم در نوع عماد افروغ و محمد مهاجری؛ دیگر نمی شود در لفافه با مردم صحبت کرد.



*من احزاب سیاسی را در جبهه اصلاحات دو دسته کرده ام. احزابی مثل توسعه ملی، اتحاد ملت، انجمن اسلامی جامعه پزشکی  و حتی اعتماد ملی با موضع گیری هایشان آمادگی این تحول را دارند. البته احزابی هم هستند که کاملا به مناسبات قدرت چسبیده اند و من در واقع آنها را احزاب نمی بینم.




*اصلاح طلبان اگر بخواهند اساسا تغییر رفتار دهند - که باید بدهند - چاره ای ندارند که امر انتخابات و الزاما حضور در ارکان قدرت را فراموش کنند. آنها باید رسالت حقیقی خود را نسبت به جامعه مدنی مشخص کنند و صریحتر و با صراحت بیشتر سخن بگویند.



*آقای هاشمی بعد از ۸۸ تغییر رفتار معمولی داد، ۹۲ هم ردصلاحیت شد و بعد هم همان مسیر را ادامه داد. به نظر من کارگزاران و همه کسانی که نگاهشان به انتخابات است و از این منظر روابط خودشان را با حکومت تنظیم می کنند خوب است که لااقل از رفتار بعد از ۸۸ آقای هاشمی عبرت بگیرند.


*آقای خاتمی معتقد است که اگر مر همین قانون اساسی اجرا شود و از اصول آن غفلت نشود شرایط مملکت خیلی اصلاح می شود. اما اصلاح طلبانی مثل تاجزاده که به عنوان نزدیک ترین آدم ها به آقای خاتمی شفافتر بیان می کنند می گویند این عملا امکان پذیر نیست و محال است؛ کشور راهی جز اصلاح بنیادی قانون اساسی ندارد. اتفاقا من هم از این دسته هستم.



*شاید بتوان این سوال را روزی از آقای خاتمی پرسید که متناسب با تغییر رویکرد اصلاح طلبان فراگیر از جمله حزب متبوع خودش مجمع روحانیون مبارز، آیا شفاف و صریح تر وارد میدان کنشگری خواهد شد؟ من معتقدم که آقای خاتمی بعد از ۸۸ نشان داد که در کنار جامعه مدنی است و همه محرومیت ها را به جان خرید و هزینه های این را پرداخت می کند.
 
*آقای خاتمی هیچ گاه بنا ندارد که با صندوق رای قهر کند. اگر بحث این است که بعضی جریانات و مخصوصا جوانان پیشرو و تحول خواه این انتظار را دارند که آقای خاتمی اپوزیسیون خیلی شفافی شود و مثلا بیانیه هایی از جنس آقایان موسوی و کروبی بدهد این انتظار، انتظار واهی است. آقای خاتمی آقای خاتمی است و من معتقدم از تحولات جامعه تصویر روشنی دارد و اگر بعضی از احزاب و شخصیت های اصلاح طلب خودشان را پشت سر آقای خاتمی مخفی نکنند و شفاف تر موضع بگیرند و حضور اعلام کنند، هیچ نگرانی بابت رهبری جبهه اصلاحات نخواهد بود.



*به این نکته هم توجه کنید که آقای خاتمی هیچ وقت نگفته است که من رهبر جبهه اصلاحات هستم. در این انتخابات اخیر هم خودش در همه جلسات اعلام کرد که من رای می دهم اما به هیچ شخص هم توصیه رای دادن و حمایت از لیستی را نکرد.


پربیننده ترین
چند رسانه ای
خواندنی