امام حسن(ع): چیزهای دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسی می شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختی و ناراحتی خواهد داشت. پس باید دنیا [و موجوداتش] را همچون میته و مرداری بشناسی که به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده کنی»       
کد خبر: ۵۳۳۶۱
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۱:۳۳

به ياد مداحی که مجوز حمل سلاح نداشت!

صادق حسینی در صادق مدیا نوشت: خیابان سعدی از روبروی بیمارستان امیرعلم تا حوالی مخبرالدوله بسته شده بود، صدای لااله الا الله و یا حسین یا حسین بلند بود، مداحان یکی یکی میکرفون را مي‌گرفتند ذکری می‌گفتند و یا علی، یا زهرا یا حسینی از خیل جمعیت مي‌گرفتند و با صلواتی به میکرفون را به مداح دیگر مي‌دادند. عابران برخی با تعجب برخی با همدردی و برخی با ناراحتی ترافیک ایجاد شده، نظاره گر بودند.

صدای یا اله الا الله بلند تر شده بود که موبایلم زنگ خورد: «چه خبره این همه از خبر و عکس مي‌زاری ازش، مگه کی بوده، یه مداح بوده دیگه.» یخ زده از پشت خط پرسیدم چه کاری داری و خداحافظی کردیم. راست مي‌گفت، محسن فیضی تنها چیزی که بود ذاکر و محب و خادم اهل بیت بود. او زندگی اش را برای چیزی داد که به آن عشق مي‌ورزید. او وارد هیچ کدام از حلقه‌هاي مداحان معروف تهرانی نشد که بارها مورد اهانت آن‌ها قرار مي‌گرفت، همان‌هايي که او را ربودند و بعد از کمی آزار و اذیت آزادش کردند. همان حلقه‌هايي که به دنبال حاشیه سازی برایش بودند و همان‌هايي که به او طعنه مي‌زدند.

صدای پشت تلفن راست مي‌گفت محسن فیضی فقط «یک مداح» بود، ذاکری که مردم و جوانان با صدایش اشک مي‌ریختند و با سوز او به اهل بیت (ع) زلف گره زدند و با مداحی و مولودی خوانش شادمان بودند که امیر المومنین فرمود: «وَ اخْتارَ لَنا شیعَةً یَنْصُرونَنا وَ یَفْرَحونَ لِفَرَحِنا وَ یَحْزَنونَ لِحُزْنِنا. (خداوند) براى ما پیروانى برگزید که ما را یارى مى‏کنند و با شادى ما شادند و با اندوه ما اندوهگین.»

محسن فیضی نه با مداحی اش کاسبی و تجارت راه انداخت، نه مجوز حمل سلاح گرفت و نه کار کسی را چاق کرد و نه خیلی کارهای دیگر، او فقط یک ذاکر اهل بیت بود، یک مداح. فکر مي‌کنم اگر مداحان با مداحی شان کاسبی و تجارت نکنند و کار کسی را چاق نکنند و دستگیر بی منت مردم باشند این «فقط یک مداح دیگه» مي‌شود «خدا بیامرزی» و «عاقبت به خیری» و سر سلامتی.

به گزارش انصاف خیابان سعدی از روبروی بیمارستان امیرعلم تا حوالی مخبرالدوله بسته شده بود، صدای لااله الا الله و یا حسین یا حسین بلند بود، مداحان یکی یکی میکرفون را مي‌گرفتند ذکری مي‌گفتند و یا علی، یا زهرا یا حسینی از خیل جمعیت مي‌گرفتند و با صلواتی به میکرفون را به مداح دیگر مي‌دادند. کنار دستی ام که هق هق گریه اش بلند شده بود یاد محسن فیضی افتادم که مي‌خوند: من عاشق و بی قرار حسینم، با یاد زینب به صد شور و شینم. روحش شاد

پربیننده ترین
چند رسانه ای
خواندنی